تبليغاتX
disturbed mind of gnostic
ذهن آشفته ئ عارف_ اللهم عجل لولیک الفرج

چیست شعر ؟آهنگ احساس درون

نغمه های ساز حساس درون

چیست شعر، آواز جان، آوای دل

بازتاب ناله ای از نای دل

به نام آفریننده ی گل مریم و حقیقت

عرض سلام و ادب دارم خدمت تمام خوانندگان محترم مطالب وبلاگ به خصوص این مقاله، در پست قبلی بخش اول نقد آخرین سروده ی شاعر گرانقدر سرکار خانم مریم حقیقت را قرار دادم که به دنبال آن نظرات ارزشمندی از سوی دوستان دریافت کردم که بی شک تاثیر ممتاز در نگرش من به آثار هنری و ادبی ایجاد کرد. اما نکته ی جالب که در بین این نظرات با آن برخورد کردم دید گاه انتقادی برخی دوستان در مورد این مقاله و آن هم به این صورت که چرا این نوشته صرفا یک دیدگاه کلاسیک نسبت به این اثرکه بیانش شکستن مرزهای قدیمی است دارد و در این بین نظراتی نیز نسبت به ادبیات کلاسیک و ارتباط آن با ادبیات نئوکلاسیک و مدرن و پسامدرن و کارکرد های آن ها به طور کلی کارکرد هویتی به نام ادبیات بیان شدکه بنده لازم دیدم قبل از نوشتن قسمت دوم مقاله(بررسی معنا شناسی شعر) این پیشنیاز و مقدمه که برداشت من و دیدگاه های من نسبت به این مقوله است را بیان و یا واضح تر، مواضع خودم را نسبت به این مساله روشن کرده و پس از این فاز وارد قسمت دوم شوم تا خوانندگان عزیز بهتر بتوانند نظرات مرا درک کرده و احیانا دچار برداشت نا صحیح نشوند، مجددا اعلام می کنم که نظرات من عاری از خطا و اشتباه نیست و بی صبرانه منتظر نظرات انتقادی دوستان می باشم.

ادبیات بی شک حوزه ی وسیع و ممتازی است که در ان زبان نوشته، پالایش و تعدیل می گردد. زبان ادبی، یک سفره ی متنوعی از اسطوره تا ادبیات شفاهی، از ادبیات عامیانه و حماسه تا رمان واقع گرا و شعر مدرن را پهن می کند که انواع بسیار آن موضوع مطالعه ی علوم ادبی هستند. اما زبان ادبی ، با وجود این گستردگی، به واسطه ی همین ویژگی منحصر بفردی که آن را از زبان ساده ی محاوره ای متفاوت می سازد،وحدت و یک پارچگی می یابد.

در حالی که سبک شناسی به بررسی تفاوت های گوناگون متن های مختلف می پردازد و از این طریق به فراهم آمدن نظریه ی انواع ادبی کمک می کند.

فن شعر بر آن است تا از نقش مشترک زبان در ارائه های ادبی مختلفش تعریفی به دست دهد.این نقش انحصاری زبان را در ادبیات ، نقش شعری می گویندو اما این نقش شعری چگونه روشن می شود؟

یاکوبسن دیاگرامی زبان شناختی از پدیده ی ارتباط می دهد که در نمودار زیر می توان آن را خلاصه کرد.

مخاطب           بافت            خطیب(گوینده- سخن ور)

                     پیام

                    تماس

                    رمز

حال اگر پیام در جهت بافت شکل بگیرد، نقش آن شناختی، تصریحی و ارجاعی است. اگر هدف یک عبارت، تشریح وجهه ی نظر یک خطیب باشد آن هم با تکیه بر موضوع سخن او، نقش زبان عاطفی است. اگر تاکید عبارت بر ارتباط باشد، نقش ان باز کردن صحبت است. اگر تمرکز این گفتمان بر رمز( یا مجموعه ی علائم) باشد، نقش فرا زبانی را بر عهده گرفته است.

در این جا لازم می بینم که تعریف دقیقی که یاکوبسن از نقش شعری ارائه داده است رابیاورم:این نقش زبان را بدون اشاره به مسایل عمومی زبان ،نمی توان به طور ثمر بخشی مطالعه کرد.

از سویی دیگر،بررسی دقیق و موشکافانه زبان نیازمند ملاحظاتی عمیق در نقش شعری ان است.هر نوع تلاش در جهت محدود کردن دامنه نقش شعری به شعر و یا منحصر کردن شعر به نقش شعری،تنها نوعی ساده سازی افراطی و موهومی خواهد بود.

نقش شعری ، تنها نقش هنری کلامی نیست ، اما نقشی قالب و تعیین کننده محسوب می شود و در عین حال در سایر فعالیتهای کلامی ، همچون عنصری الحاقی و تابع ، ایفای نقش می کند.

این نقش ، از طریق ارتقای وضوح نشانه ها به تفکیک بنیادین و دو شقی نشانه و شی عمق می بخشد.از این رو زبان شناسی ، در هنگام پرداختن به نقش شعری ، نمی تواند خود را تنها به حوزه ی شعر محدود سازد،واضح است که این"نقش شعری" تنها قابل اطلاق به یک نوع گفتمان،مثلا شعر یا ادبیات نیست.علاوه بر شعر،هر جلوه ای دیگر از به کار گیری زبان می تواند از نقش شعری بهره گیرد.

تا جایی که به شعر،ان هم در چهار چوبی بسیار مشخص ،مربوط می شود این تاکید بر پیام به خاطر پیام و اهمیت این اشتقاق دو گانه ی نشانه وشی ،نخستین بار در جنبه ی اوایی زبان نشان داده شده است.اواها،قافیه ها،آهنگ و اوزان مشابه انواع مختلف شعر ،نقشی دارند که بسیار فراتر از جنبه صرفا ارایه ای انهاست ودر واقع محملی هستند برای مدلول هایی جدید که بر فراز مدلول هایی صریح قرار گرفته اند و یا به قول ادگار آلن پو "معنایی نهفته "در خود دارند،به زعم الکساندر پوپ که اعلام می کند:"صدارا باید پژواک معنا دانست"و یا همان که پل والری از آن به عنوان "شعری که درنگ بین صدا و معنا را طولانی می سازد"یاد می کند.

علم جدیدی که با این آرایش معنی دار- عروض-سروکار دارد در واقع از سمبولیسم(نماد گری) آواها سخن به میان می آورد.ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط ناصر آسیابانی  |